عاشق سمج:
سلام من مریم هستم من یک روز برای ملاقات دوستم رفتم بعد از چند دقیقه بلند شدیم تا بریم که یک دفعه یه پسره افتاد دنبالمون خیلی سمج بود حتی چند بارم صدام کرد ,تا شماره من و دوستم را بر نداشت نرفت بعد کم کم از مزاحم تلفنی ,به دوست پسرو بعد به عشق تبدیل شد اینم داستان زندگی من ,
عاشق سمج:
سلام من مریم هستم من یک روز برای ملاقات دوستم رفتم بعد از چند دقیقه بلند شدیم تا بریم که یک دفعه یه پسره افتاد دنبالمون خیلی سمج بود حتی چند بارم صدام کرد ,تا شماره من و دوستم را بر نداشت نرفت بعد کم کم از مزاحم تلفنی ,به دوست پسرو بعد به عشق تبدیل شد اینم داستان زندگی من ,
سلام من مهدی هستم من از دوران بچگی عاشق دختری بنام پریسا بودم و پدر و مادرم مارا در بچگی نامزد کردن حالا من20 سالم واو 18 سالش است حالا من چند وقتیه بیکارم و برای پریسا خواستگار پولدار اومده بود و پدر مادرش هم در همان لحظه عاقد رو خبر کرده و عقد کردند وقتی این خبر رو شنیدم رفتم تا خودکشی کنم من 10 روز توی کما بودم اما حالا 2 سال از این ماجرا می گذرد و من ازدواج کردم و حالا یه کوچولو دارم